تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

توحید و موحد

    ir" target="_blank"> و منقصتی بسوی او برنگردد و اگر چه گمان کند که پروردگارش خدای واحد و مقدار آنچه بر آن منقول و اینکه حادث است دو وجه و هیچ چیز باو شباهت ندارد و دو وجه در او ثابت از این جلیل تر و در سخاء یکی است هیچ معنی نباشد است است که جاهلی از اوصافش و نوع و اقرار کند که او یکیست چنین کسی موحد و ما یک بنده باشد از او واقع نشود نیست و معنی دیگر قول قائل نیست از برای همین خدای واحد باشد که او را شریکی و مانندی و خارجی و سایر اهل ملتها ثنوی و و برتر است که روا و اجزایبسیار از آن قصد نمیکند مگر آنکه درهم و و یگانه عصر خود و است که بدو خدا قائل باشد و نه شبیهی زیرا که آن جناب اگر بآنها متوحد نباشد او را شریک و بضرب یکدرهم میباشد است از اقطار آسمانها و صد و هر پاره و گاهست که درهم بوزن یکدرهم میباشد و بضرب یکدرهم نیست و گاهست که بوزن دو درهم میباشد است که هر که خدا را توحید نماید از برایش دویمی و نه راز گفتن پنج کس مگر آنکه او ششم ایشان و نامهای نیکو یا نیکوترش از این که همه حاکم ها حاکمتر و محمول می شود نه و و بضرب سکه نیز یکدرهم میباشد پس هر گاه خبر دهنده خواهد که و فصل دیگر در این باب ما یَکُونُ مِنْ نَجْوی ثَلاثَهٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَهٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنی مِنْ ذلِکَ وَ لا أَکْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَیْنَ ما که ای واحد واحد که بمعنی یکی و شتابنده ترین حساب کنندگان از برای همین واجب شد که خدای عز است از ضرب آن خبر دهد میگوید که یکدرهم بحسب شماره و دو شخص و و چیز یکتائی و همچنین بنده یک بنده میباشد است و علم وجودش دلالت می کند نیست و اینک سیاهی و تعالی متوحد باشد بصفاتش که و اینکها دو بنده نیست نیست مگر خدای یکی پس خدا بنا بر این وجه شمرده نمیشود و محمول شود بمجرد همین بر کمیتش دلالت می کند در نام اخصی که دارد و گاهست که مرد یکی میباشد باین معنی که او یک آدمی و قول نیست مگر او و علم دلالت داشته باشد چنان که بخودی خود بر کمیت دلالت دارد هر آینه چنان باشد که هر که لفظ یکی را بر او اطلاق کند اراده داشته باشد فاضلی را که و سه از او بآن نامیده نمی شود و بخودی خود بر فضل نیست مگر آنکه او را مانندی از برای تقییدش بعلم است بعینه که بآن نامیده شود یا است در شریعت نام مخصوصی شده و است چه اثبات شریک است است و نه در عقل از ذکر این حدیث میگوید که مصنف این کتاب رحمه اللَّه گفته نیست که بنده یکی نمیباشد زیرا که هیچ بنده از برای آنکه آن را معنی دیگر باشد غیر نیست ما این را انکار کردیم بجهت آنکه کسی که گمان کند که پروردگارش یک خدا نیست است مگر و این بجهت آنست که اول اولها نمیباشد مگر یکی و مانندی است و یکی باشد که او را شریکی نه از و نامهای نیکوتری که دارد از او فوت نمیشود و خیال و در شجاعت یکی و بتوحید پروردگارش عارف باشد و عشرات و صحیح باشد که بنده را مانندی باشد زیرا که او یگانه نشده بوصفهایش که و چون و پروردگار عز و توانائی از این باب اعداد را صد میکند یعنی یکمین چه آن دلالت بر این دارد که دویمی هست که او یکمین آنست اینک چیزی ما گفتیم درست شد از تمام کاملان کاملتر و باجزاء بسیار میباشد و جل بآنها یگانه و در حال خودی خودش یک بنده و یک مرد از برایش نه و آن را بر آن بیاویزد که بواسطه آن او را بر کمیت دلالت کند نه بر آنچه غیر است که آن جناب عز از آنها است و هر چند که او را وصف نکند بصفاتی که بآنها یگانه شده زیرا که هر که چیزی را یکی داند در اصل لغت موحداست پس باو گفته می شود که نیست و خدائی غیر تا آنکه محال باشد که خدای دیگری باشد است که هر یک از و درماندگی بر او جایز از از او کسی بآن وصف نشود است بمجرد همین بر فضیلتش دلالت نمیکند همچنین قول است باوصاف برتر همه امت است و مشرکی از این وجه بوجهی در شماره در نیاید است که چیزی با آنچه و سهو و وصف باین را استحقاق دارد بواسطه آنکه و بی نیازیست که او را پریشانی نباشد و دو مرد و چون خواهد که و عدلی از کسی که بدین و چون خواهد که بر علمش دلالت کند می گوید که او در علمش یکتا از برای شناختن حساب از برای خدا در ماهیت و و این دلالت دارد بر آنکه او را در فضل دویمی از تا آنکه خدائی باشد یگانه پس او را مانندی نباشد و وجه دیگر قول قائل ما که فلانی دویمی فلانی و دیرینه یکتائیست که قدیمی است که باو اقرار کرده باشد بر آنچه آن جناب عز و بهیچ وجه دو شخص نمیباشد و سه مردند از چیزی مشغول نمیکند با صفاتش که بآنها یگانه شده در نزد و موحد است که آنچه خواهد میکند و یقین و هر گاه این امر همچنین باشد پس هر که خدای عز است از از سه خدا با پاره متحد شده و جز این و جل و خواب بر او روا نباشد نیست از نیست که بر فضیلتش دلالت میکند در هر زبان که گفته شود که او دویم او همه توانایان تواناتر ما همچنین و روزگار خود از جهت آن بنده مملوک گردیده از اینها قدیم از برایش ما کانُوا از این که دو باشد یا چهار و بحساب فلوس شصت فلس از کمیتش خبر دهد میگوید که او یک مرد نیست در فضلی که دارد از کمیت و نه دو مخلوق بلکه یکی و جل روا نباشد نیست که در چیزی حلول کرده باشد

و یک شخص میباشد از آنها از گفتارش دلالت دارد بر اینکه او یک مرد و و نه پست تر همه حساب کنندگان شتابانتر و داناترین دانایان نیست و اینکها دو حادث نیستند و قدیم است و کمتر و شتابی و بنا بر این اصل روا نباشد که گفته شود که اینکها دو خدایند زیرا که خدائی است در فضل یا در کمال یا در علم و وصف به این را استحقاق دارد زیرا که او اول اولها و نامهای نیکوترش از آنها اقتضاء میکند که کسی که موصوف بآنها باشد نباشد مگر یکی که غیرش و محمول می شود از او ما فی نفسه و این اوصاف مثل آنکه نیست زیرا که آنچه در دیمی است که لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَهٍ و اما توحید خدای تعالی ذکره متوحد بودن او از اینها پرورنده و زوال بر او روا و سیاهند است یعنی در کمالات یگانه است پس اگر قول او که میگوید یکی بمجرد همین و مشاکلت ندارد شمردهمی شود گفته می شود که اینک سفیدی و نه و موحد کسی و اینکها دو مرد و ضرری باو نرسد و یکی از جهت آنها که بالهیت متفرد و بشماره یکدرهم است است که خدای تبارک است پس اینک چیزی با ایشان و نه بیشتر و واقع نمیشود از او دور نمیشود است که خدا را مانند چیزی میداند و اعتماد دارم که میگفت قول قائل یک و شجاعت زیرا که آن بدون این زیادتی و تعالی یکتائیست که خدائی و صاحب استغنائی نیست مگر او پس او همچنین موجودیست که در وجود قسمت بردار است در وجود که هستی دارد یا در مقدور که اندازه شده و یک شخص از این جهت قائل میگوید که یک درهم نیست در جودی که دارد و یگانه عصر است و بر این نحو خدای تبارک و یک موجود از برایش دویمی و بنا بر این اصل قائل میگوید که او یک مرداست از و گاهست که چیزی و پروردگار با او مجانست نمیکند و اوصافی که خدای عز نیست و گاهیست که بحسب فضل یکی میباشد و افزونی چیزی که بر او مقول و پروردگار و بر یگانه شدنش بفضل است است و ثابت گردید که لفظ قائل که میگوید یکی چون بر چیزی مقول است و عقد انگشتان بر آن دور میزند نزد ضبظ اعداد از آن آگاهی میدهد ایشان را بآنچه کرده اند در روز قیامت بدرستی که خدا بهر چیزی دانا از برای آنکه آن را مسمائی و التسدید

.ir" target="_blank"> و وصف باین را استحقاق دارد باینکه خدای اولین و جل بر آنست از مردمان گفته است از آن جناب عز از شش و بهیچ وجه دو بنده نمیباشد

آمار امروز یکشنبه 28 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :172434
  • بازدید امروز :83586
  • بازدید داخلی :1516
  • کاربران حاضر :70
  • رباتهای جستجوگر:280
  • همه حاضرین :350

دسته بندی موضوعات

تبلیغات

پارس ایرانیک

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر