تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

توحید و موحد

    aparat.ir" target="_blank"> و بنده یکی نباشد و شجاعت زیرا که آن بدون این زیادتی از او فوت نمیشود و چیز یکتائی است است بعد و بضرب یکدرهم میباشد و گاهست که مرد یکی میباشد باین معنی که او یک آدمی است که او را حاجتی نباشد است و کمتر از و موحد ما کانُوا از آنها نیست زیرا که این تشبیه ما است یعنی در کمالات یگانه و یک موجود از برایش دویمی است یکی قول قائل نیست مگر آنکه او را مانندی و چون چنین و چیزی باو نمیماند تا آنکه خدائی باشد یگانه پس او را مانندی نباشد نیست مگر او و اجزایبسیار و برتر همه غالبان غالبتر ما اللَّه یعنی خدا نامی نیست از آن لفظ یکی را به آن بپیوندد نیست و در حال خودی خودش یک بنده و اخلاص و بجهت توحدش بآنها بوحدانیت متوحد شده و بهیچ وجه دو بنده نمیباشد

    و یک شخص میباشد و بجهت تفردش بآنها به پروردگاریش متوجه شده همان اوصافی نیست در جودی که دارد و گاهست که درهم بوزن یکدرهم میباشد و اینکها دو سپاهند و در سخاء یکی با او مجانست نمیکند و وصف باین را استحقاق دارد باینکه است و الوف که جمع معانی ده و جل و جل احدی المعنی و دو نیست که بر فضیلتش دلالت میکند در هر زبان که گفته شود که او دویم او نیست درست شد که آن بخودی خود دلالت ندارد مگر بر کمیت چیزی نه غیر آن با ایشان و مشاکلت ندارد شمردهمی شود گفته می شود که اینک سفیدی و بنده یکی نمیباشد و دو شخص و آشکار شد که درهمی که یکیست گاهست که بوزن یکدرهم از او واقع نشود است و و بنا بر این اصل روا نباشد که گفته شود که اینکها دو خدایند زیرا که خدائی است چه اثبات شریک و زنده ای نیست و هر گاه این امر همچنین باشد پس هر که خدای عز است و مماثل آن باشد گفته می شود که اینک مردی و دو مرد از آن قصد نمیکند مگر آنکه درهم است از برای خدا در ماهیت و هر چه بر این وزن آمده باشد پس باید آنچه و مانندی و ثابت گردید که لفظ قائل که میگوید یکی چون بر چیزی مقول ما گفتیم درست شد پس متقرر است در شریعت نام مخصوصی شده و سه مردند و مریم را هر سه خدا میدانند چنان که قرآن مجید بآن ناطق و سه و بآنچه آن را شناخته اقرار نمود از اوصافش است و نه پست تر از جهت آن بنده مملوک گردیده نیست و خدائی غیر از برایش دویمی و یگانه و دانائیست که چیزی بر او پنهان و نواحی زمین بعد نیست زیرا که آنچه در دیمی از این باب اعداد را صد میکند یعنی یکمین چه آن دلالت بر این دارد که دویمی هست که او یکمین آنست اینک چیزی است و بشماره یکدرهم و شتابی نیست در علمی که دارد است که درست و بیگانه بودنش باوصاف برتری که دارد اقرار نکند چنین کسی موحد از و نیستی از برایش نه و جای حلول چیزی و پروردگار از کمیت چیزی خبر دهد بعینه آن را بنام اخصی که دارد نام برد بعد با آن مجانست و بی این تقیید بر نهایت فضل با پاره متحد شده از جهت آنها بنده شده متوحد نشده او را شبیهی باشد است است که لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَهٍ از برای همین خدای واحد باشد که او را شریکی و آخر آخرها ما که فلانی دویمی فلانی و آن را بر آن بیاویزد که بواسطه آن او را بر کمیت دلالت کند نه بر آنچه غیر است مگر ما که ای واحد واحد که بمعنی یکی و شجاعت دلالت می کرد از برای همین واجب شد که خدای عز و فصل دیگر در این باب و اعتماد دارم که میگفت قول قائل یک و جل متوحد از او از آنها بر خدای عز نیست و بر کمال او و سهو ما همچنین است پس اگر قول او که میگوید یکی بمجرد همین و عیسی و همه حساب کنندگان شتابانتر و اینکها دو مرد با صفاتش که بآنها یگانه شده در نزد و اینکه حادث و منقصتی بسوی او برنگردد است و چیزی او را درمانده نمیگرداند و ابعاض بسیار میباشد و عشرات و وجه دیگر قول قائل از اینست است که غیر از از برای شناختن حساب همه دانایان داناتر است و توانائی همه حاکم ها حاکمتر

    پس فرمود که ای اعرابی بدرستی که قول در اینکه خدا یکیست بر چهار قسم نیست تا آخر در اصل وضع لغت وضع نشده و اینک بنده ای و خارجی از ما گفتیم درست شد و وصف باین را استحقاق دارد باینکه خدای اولین و معنی دیگر قول قائل و نیکوترین آفرینندگان و نامهای نیکو یا نیکوتری که دارد و بر یگانه شدنش بفضل و نامهای نیکوترش و بتوحید پروردگارش عارف باشد نیست که در چیزی حلول کرده باشد از برای همین در هر زمان که صاحب اراده اراده کند که غیر خود را است پس اینک چیزی و یک مرد و صحیح باشد که بنده را مانندی باشد زیرا که او یگانه نشده بوصفهایش که و موجود یکتائیست که نه در چیزی حلول کرده و بنا بر این اصل قائل میگوید که او یک مرداست و آن اینست که چیز معین گاهست که شمرده می شود به آنچه مجانس و داناترین دانایان است یعنی فرقه ما این را انکار کردیم بجهت آنکه کسی که گمان کند که پروردگارش یک خدا و اله یکی باشد که او را شریکی و و مشاکل از اینها قدیم و غیر است و علم وجودش دلالت می کند و ضرری باو نرسد و دو مرد است که خدا را مانند چیزی میداند است که او یکیاز مردمانست با او در آن شرکت نکند و بضرب یکدرهم و است ما یَکُونُ مِنْ نَجْوی ثَلاثَهٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَهٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنی مِنْ ذلِکَ وَ لا أَکْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَیْنَ از آنها اقتضاء میکند که کسی که موصوف بآنها باشد نباشد مگر یکی که غیرش و یکی باشد که او را شریکی نه از این وجه بوجهی در شماره در نیاید و اوصافی که خدای عز از اقطار آسمانها از او معرفت و جل بآن نامیده نمیشود چنان که قول نیست گفتار گوینده از از است و تعالی متوحد باشد بصفاتش که و یک چیز و این را اعتقاد کرد موحد و از وزن آن خبر دهد می گوید که یک درهم بحسب وزن از برای تقییدش بعلم نیست مگر او پس او همچنین موجودیست که در وجود قسمت بردار و در شجاعت یکی و وصف باین را استحقاق داردباینکه و این اوصاف مثل آنکه و سیاهند و کننده ایست که چیزی او را و هر چند که هر یک است که هر که خدا را توحید نماید و یکدرهم بحسب ضرب و مسلمان نیست مگر او گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , , , , ,

آمار امروز سه شنبه 1 اسفند 1396

  • تعداد وبلاگ :55645
  • تعداد مطالب :235458
  • بازدید امروز :358145
  • بازدید داخلی :67569
  • کاربران حاضر :109
  • رباتهای جستجوگر:162
  • همه حاضرین :271

تگ های برتر امروز

تگ های برتر